ايميل بزنيد:
sara@saradarvish.com



موضوعات
روزانه
شعر

بايگانی
فروردين ۱۳۸۳
بهمن ۱۳۸۲
آذر ۱۳۸۲
آبان ۱۳۸۲
مهر ۱۳۸۲
شهريور ۱۳۸۲
خرداد ۱۳۸۲
ارديبهشت ۱۳۸۲
فروردين ۱۳۸۲
اسفند ۱۳۸۱
بهمن ۱۳۸۱
دی ۱۳۸۱


جستجو


موسيقی


Powered by

ASP-Rider

۰۹ فروردين ۱۳۸۳
هيچ‌کس نمی‌داند عيد توست

آن روز که توی سفارت به خانمی که پشت شالتر شش با تو مصاحبه می‌کرد لبخند می‌زدی، فکر نمی‌کردم روزی بيايد که تو را اين‌گونه خوانش کنم. من نمی‌دانم خودم را بايد بگذارم توی پرانتز يا تو را...
دو مشت عدس می‌ريزی توی يک ظرف و آن را می‌گذاری زير شير آب؛ دو بند انگشت آب که روی عدس را گرفت، شير را می‌بندی. ظرف را با سلام و صلوات می‌بری می‌گذاری زير شوفاژ. با خودت حساب می‌کنی که خوب ۱۲ روز مانده، ۸ روزه بايد آماده شود. اما آدم که نمی‌دونه، به آب اينجا هم که اعتباری نيست، شايد شد ۹ روز. ۱۲ ساعت بعد... ۲۴ ساعت بعد... دوباره آبش رو عوض می‌کنی، اما هنوز از جوانه‌های سفيد خبری نيست. پس پرده را گوش تا گوش می‌کشی و با خودت می‌گی که حتما اتاق تاريک نبوده. ۳۶ ساعت بعد به شوفاژ شک می‌کنی؛ اين‌بار ظرف رو می‌گذاری روی شوفاژ و فکر می‌کنی حتما حرارت کافی نبوده. حالا ۴۸ ساعت بعد عدس‌ها رو می‌ريزی توی يک دستمال سفيد مرطوب و باز می‌گذاری زير شوفاژ.
بعد از پنج روز تا چشم می‌اندازی، جز عدس له‌شده و چارتا دونه جوونه کپک‌زده چيزی نمی‌بينی. پس سبزه بی سبزه. اون‌وقته که هوس می‌کنی مثل هر سال عين مامانت شيرينی بپزی... بعد يادت می‌ياد که هميشه تنها کمکت اين بوده که با وردنه خمير رو باز کنی و قالب بزنی. خوب با خودت می‌گی اين‌همه سال شيرينی خونگی خوردی، يک سال نخور. ولی خودت هم می‌دونی که ته دلت داره غنج می‌زنه...
توی همين گيرودار چنان سرما می‌خوری که چند روز نمی‌تونی از خونه بيرون بری. دلت کپک زده برای خوندن يک کتاب. اينجا هم که ايرانی‌ها هستند و يک فروشگاه مش‌قاسم که متعلقات فرهنگی‌ش نوار کاست‌های دامبول و ويدئوهای «صمد به مدرسه می‌رود» است (ببخشيد صمدآقا!). پس کتاب را هم مثل هفت‌سين و شيرينی خونگی بايد بگذاری در کوزه، آبش را بخوری... خدا اموات خالق «فريدون سه پسر داشت» را بيامرزد که تو هر واژه اين رمان آنلاين را سه دور بلعيدی تا دوران خوشی‌ت ديرتر تمام شود.
فردا صبح، ۷:۴۸ سال تحويل می‌شود. به خودت قول می‌دهی که آن‌قدر دير بخوابی که صبح موقع سال‌تحويل خواب باشی، تا بيداری عيد بی‌هفت‌سين و دلتنگی را به رخت نکشد. سبزی‌پلو با ماهی را هم که بايد خوابش را ببينی. دلت ضعف می‌رود برای آغوش مامان که هر سال با حوصله برای تو که سبزی‌پلو دوست نداشتی پلو سفيد دم می‌کرد.
قبل از سال نو تلفنت ـ که از بخت بد يادت رفته خاموشش کنی ـ زنگ می‌زنه و تو بيدار می‌شوی: «آماده شو، بيست دقيقه مونده.»
دلتنگی‌هايت عريان می‌شوند. دستت را دراز می‌کنی توی ذهن مچاله‌ات، عيد دوست‌داشتنی را می‌کشی بيرون: توپ تحويل سال را که می‌زنند تو داری به سفره نگاه می‌کنی، به حرکت ماهی و حباب‌های ريز که از دهانش خارج می‌شوند، به رقص لرزان شعله شمع، به عطر سنبل، به تخم‌مرغ‌هايی که خودت رنگ کرده‌ای، به سبزه، سير، سمنو، سماق، سکه، به سيب... و مست يا مقلب‌القلوب می‌خوانی. آن‌وقت است که مامان و بابا را ببوسی و برادر کوچکت را که تا نيم ساعت قبل مفصل با هم دعوا می‌کرده‌ايد را بغل کنی و حسابی بچلانی‌اش. و لذت عيدی گرفتن... حالا ديگر برای بيست دقيقه آنتن هر شش تا کانال تلويزيون می‌افتد در بيت رهبری، و تو اولين ضدحال سال جديد را می‌خوری.
تصويرها که کم‌رنگ می‌شوند، به پلک‌هايت فشار می‌آوری تا درد فواره نکند از چشم‌هايت بزند بيرون؛ خوبيت ندارد اول عيدی. البته خوب که فکر کنی می‌بينی چندان عيبی هم ندارد.
آخر اينجا هيچ‌کس نمی‌داند عيد توست.

نگاه تو؟ (۱۳۵۴) ساعت ۰۱:۱۵
سارا درويش

مامان می‌گويد:
سه ماهی می‌شد در وجودم ريشه کرده بودی که نيمه شبی پريشان از خواب پريدم؛ پيرمرد سپيدجامه گويی نرماي زندگي را در دستانم می‌گذاشت، گفت: ساره! اسمش بايد ساره باشد.
پدرت گوارای آب را می‌داد که بنوشم گفت: سارا!

 

لينکده

تصویر پشت آينه

يکي در آسمان

من شيش سالمه!

لحظه ها

مزاج سرد خاک

يک عکس، يک تجربه

۵ فروردين ۱۳۸۲
تشييع پيکر کاوه گلستان
۱۹ فروردين ۱۳۸۲
۲۶ فروردين ۱۳۸۲
۲ ارديبهشت ۱۳۸۲
۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۲
روز جهانی صنايع دستی
۲۳ تير ۱۳۸۲
سومين سالمرگ احمد شاملو
۱۱ شهريور ۱۳۸۲

وبلاگ‌های دوستان

ميم
ماه می
ندا
ترزا
لوليتا
ملکوت
سيزيف
شرمين
خوابگرد
شبيه تو
آرکاداش
خط سوم
علی قانع
سخن تازه
ليلای ليلی
هومن نزهت
پادساعت‌گرد
من و ويرجينيا
گنگ خوابديده
شبانه‌های تو
با شما نيستم
پوست انداختن
شبهای گراماتا
سال‌های ابری
چرا نگاه نکردم؟
آهوی سه گوش
فيلم کوتاه، موج نو
من چه سبزم امروز
يادداشت‌های يک ديوانه
مثلث جادويی و چشم من
نامه‌های عاشقانه يک پيامبر

نقل مطالب با ذکر منبع آزاد است.