ايميل بزنيد:
sara@saradarvish.com



موضوعات
روزانه
شعر

بايگانی
فروردين ۱۳۸۳
بهمن ۱۳۸۲
آذر ۱۳۸۲
آبان ۱۳۸۲
مهر ۱۳۸۲
شهريور ۱۳۸۲
خرداد ۱۳۸۲
ارديبهشت ۱۳۸۲
فروردين ۱۳۸۲
اسفند ۱۳۸۱
بهمن ۱۳۸۱
دی ۱۳۸۱


جستجو


موسيقی


Powered by

ASP-Rider

۳۰ ارديبهشت ۱۳۸۲
ميوه درخت زيتون

يادداشتي بر فيلم کوتاه «ميوه درخت زيتون» (برای سايت ۳۰نما)

فضا و حجم کم فيلم کوتاه اجازه نمي‌دهد نقاط ضعف در تاريکي‌هاي فيلم گم شود. تمامي گفتمان‌ها ناکامل هستند؛ اما خوانش جديد اسطوره‌ها با روندي اثيري و تقابل سمبل‌ها عشق را از يک مفهوم متافيزيک خارج مي‌کند. سمبل‌ها در فضايي بي‌سايه، يکديگر را به چالش مي‌کشند و مدام از هم پر مي‌شوند، تهي مي‌شوند و اين ديالکتيک انتظار را براي تکامل گفتمان تقليل مي‌دهد.
: کلاغ
- کبوتر
: کلاغ
- کبوتر
شاخه گندم، نماد صلح سياسي جاي خود را به شاخه زيتون، نماد صلح جنسي و دروني مي‌دهد. کبوتر، سمبل آزادي که گوياي گونه‌اي روحانيت است در مقابل کلاغ سمبلي هرمتي و اکسيري قرار مي‌گيرد. و گچي که به معصوميت‌هاي کودکي هجمه مي‌آورد در سکون دست‌هاي پسرک تبديل به فشنگ مي‌شود.
در نماي روشن پاياني، نور که گويا اصرار بر تحليل دارد تا نشان دادن، فواصل زماني را طي مي‌کند.

 

نگاه تو؟ (۷۹) ساعت ۱۶:۳۶
۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۲

از سالهاي ابري ات خورشيد ميوزد.
سوداي اکسير ِ جوهرين ِ کيمياگر، پرتاب مي کند مرا
از پرتگاه ِ  حروفي دلتنگ به قله ِ لبهاي بي گفتگو.
قفل ها طعم ِ  تشنه ي شهوت را در گشودگي خود تکرار مي کنند
و من در خواب کليدهاي هميشه، گم مي شوم.
کدام زخمه ترديد را مي نوازد در بغض ِ رگهاي اين روزهاي بي پيامبر؟!
تشنج ِ گدازه هاي درد ، در دستهايم تش مي گيرد؛
در هجراني ِ اين اوقات،  باران هم که ببارد
تنم  مي سوزد.

 

 

نگاه تو؟ (۹۳) ساعت ۰۰:۰۹
۰۶ ارديبهشت ۱۳۸۲

صداي  قدم هايت که بر زمين من خون مي ريزد ، گدازه هاي فلزين اندامت را تب مي کنم.
هزار دايره شيداي دريچه اي مدهوش،  نور را  مي رقصند.
با چشم هايي از جنس بوسه در عطر خواب هاي من غوطه مي خوري.
ريشه هاي معلق را که تسخير مي کند شرابِ  واژه ها،
انگشتان ِ  گيلاسَت از شاخه هاي من فرو مي ريزد.
و من
حقيقت شفاف ِ دست هايت را به خاک مي سپارم.

نگاه تو؟ (۷۸) ساعت ۰۱:۳۸
سارا درويش

مامان می‌گويد:
سه ماهی می‌شد در وجودم ريشه کرده بودی که نيمه شبی پريشان از خواب پريدم؛ پيرمرد سپيدجامه گويی نرماي زندگي را در دستانم می‌گذاشت، گفت: ساره! اسمش بايد ساره باشد.
پدرت گوارای آب را می‌داد که بنوشم گفت: سارا!

 

لينکده

تصویر پشت آينه

يکي در آسمان

من شيش سالمه!

لحظه ها

مزاج سرد خاک

يک عکس، يک تجربه

۵ فروردين ۱۳۸۲
تشييع پيکر کاوه گلستان
۱۹ فروردين ۱۳۸۲
۲۶ فروردين ۱۳۸۲
۲ ارديبهشت ۱۳۸۲
۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۲
روز جهانی صنايع دستی
۲۳ تير ۱۳۸۲
سومين سالمرگ احمد شاملو
۱۱ شهريور ۱۳۸۲

وبلاگ‌های دوستان

ميم
ماه می
ندا
ترزا
لوليتا
ملکوت
سيزيف
شرمين
خوابگرد
شبيه تو
آرکاداش
خط سوم
علی قانع
سخن تازه
ليلای ليلی
هومن نزهت
پادساعت‌گرد
من و ويرجينيا
گنگ خوابديده
شبانه‌های تو
با شما نيستم
پوست انداختن
شبهای گراماتا
سال‌های ابری
چرا نگاه نکردم؟
آهوی سه گوش
فيلم کوتاه، موج نو
من چه سبزم امروز
يادداشت‌های يک ديوانه
مثلث جادويی و چشم من
نامه‌های عاشقانه يک پيامبر

نقل مطالب با ذکر منبع آزاد است.