ايميل بزنيد:
sara@saradarvish.com



موضوعات
روزانه
شعر

بايگانی
فروردين ۱۳۸۳
بهمن ۱۳۸۲
آذر ۱۳۸۲
آبان ۱۳۸۲
مهر ۱۳۸۲
شهريور ۱۳۸۲
خرداد ۱۳۸۲
ارديبهشت ۱۳۸۲
فروردين ۱۳۸۲
اسفند ۱۳۸۱
بهمن ۱۳۸۱
دی ۱۳۸۱


جستجو


موسيقی


Powered by

ASP-Rider

۲۹ دی ۱۳۸۱

جايي...
ميان ِ آوارهاي دروني‌ام
مني به محاق رفته،
تو را بزرگ مي‌شود.

نگاه تو؟ (۲۴۵) ساعت ۱۷:۱۹
۲۸ دی ۱۳۸۱

چشمانم گويا بسته‌اند.
صدايي در من خود را تکرار مي‌کند. سيبي را بو مي‌کني و من صدايت را لابه‌لاي عطرِ پاييزي ِ سيب مي‌شنوم.
من مست ... مست مي‌شوم هنوز را.
و باز در تن ِ من برف مي‌بارد. حزن ِ عجيبي که من مدام در آن دوره مي‌شوم.
باز صدا... صدايي... که روي آن نماز مي‌خوانند وسعت ِ حضور تو را!
صدا...
تو صدا مي‌کني نام ِ کسي را که باد... دارد با خود مي‌بردش!

نگاه تو؟ (۴۸) ساعت ۰۸:۱۵
۲۷ دی ۱۳۸۱

من
نگاه ...
تو
هجوم ِ مهر...
اشک هايم سر مي خورند ،
باز نمک ،
سوزش ِ گونه هاي من وياد ِ انگشتان ِ تو

نگاه تو؟ (۷۳۷) ساعت ۲۲:۲۴
۲۴ دی ۱۳۸۱

پريشاني عطر ِ نرگس ها دف مي زنند به بيداري ِ خوابهاي من
کبوتران ِ سرخ ، نگاهت را که پر مي کشند ،
هيجاني خود را درحنجره ام مي تپد .
گرگ ها ...در بيابان هاي حجم ِ تو،
دلهره هاي خلوت ِ مرا مي درند به طنين ِ هجاهاي سکوت .
من در انحناي شريان هاي باران ،
نيلي ِ آرامش را مي رقصانم

نگاه تو؟ (۰) ساعت ۱۶:۴۲
۲۰ دی ۱۳۸۱

" مني كه مي‌شناسمت...
از فراسوي مرزها...
و مؤمنم...
بر سخاوت مهربان‌ترين دل‌ها...
كه در تو جاري مي‌كند...
روح بزرگ هستي را... "

:::::::::::::::::::::::::::::::::::

مردمکانم مي‌تپند
روياي نگاهش را

نگاه تو؟ (۰) ساعت ۱۱:۰۵
۱۹ دی ۱۳۸۱

نگاهم به ارغوان مي‌نشيند
روي تکه ستاره‌هاي هنوز روشن مانده،
در من...
جا مانده،
در تو...
روي سايه‌هاي باران که گويا بر تو شُره کرده
در شب ِ رقص ِ زنبق‌هاي ناماندگار

نگاه تو؟ (۰) ساعت ۰۱:۰۷
۱۸ دی ۱۳۸۱

مهربان !
ترانه ِ حضورت را در تکرار خلوتهايم سکوت مي کنم !

نگاه تو؟ (۰) ساعت ۱۵:۲۱
۱۴ دی ۱۳۸۱

به وحيد شعبانيان

روبروي قفسه ِ کتابفروشي ايستاده ام ، سعي مي کنم عنوانها را به خاطر بياورم .
همه ِ عناوين را ديده ام و نديده ام !
چشمهايم را روي کتابهاي داخل ِ کتابخانه ات مي گردانم ، نام ِ کتابها به سرعت از ذهنم مي گريزند ، تنها به ذهن مي سپرم :
معصوميت ِ چهره ِ سارا و اشکهايي که سر مي خورند روي برجستگي گونه هايش و تو که سعي مي کني او را آرام کني ،
چشمان ِ غمگين ِ روزبه ...حزن ِ صداي آزاده ...وامير که باز در پريشاني ِ خود مرا خاموش مي کند .
من هيچ عنواني را به ياد ندارم ، اين تلاش ِ بيهوده براي چيست ؟!
من با دو روز ِ گذشته ام آمده ام اينجا تا با فوراني از مهر در ضيافت ِ ميلاد دوباره ِ تو حضور يابم ،اما گويا مرا امروز
تواني نيست براي آرامش بخشيدن ِ آلام ِ نزديکانم .
عنوانها گم مي شوند لابه لاي حزن ِ شما و ناتواني من ...وشايد عطر ِ نرگس.
زمان ِ دروني ام مي گويد مدتهاست روبروي فصل ِ گستاخي ايستاده ام ! چقدر دلم مي خواهد که اين کتاب را توي
کتابخانه ات نديده باشم !
فصل ِ گستاخي ...براي نگاه ِ صريح و شفاف ِ وحيد

نگاه تو؟ (۰) ساعت ۱۹:۰۱
۱۳ دی ۱۳۸۱

ساراي کوچک ِ غمزده ِ من...
اشکهاي يخزده و ناباور ِ من
تحمل ِ بغض ِ صداي آرام ِ تو را ندارند...

هق هق ِ آرام ِ تو
سکوت ِ تلخ ِ من
و آواري بجامانده از يک رويا ...

برايت از شکلات گفته بودم
و شيريني و بيست سالگي و سادگي
باورم نمي شود که
از ميان ِ اينهمه شيريني
تلخي ِ گزنده ِ يک شکلات ِ سياه
خاطره اي باشد
از شب ِ بلوغ ِ بيست سالگي ات...

شيرين ِ بي ريا ...!
به بيست رسيده بودي ، اما به بلوغ نه !

همان شکلات ِ سياه ِ
تلخ ِ گزنده
بلوغ ِ تست ...
- تو به مرز ِ عاشقانه هاي يک زن رسيدي -

- ساراي من
بلوغ ِ بيست سالگي ات مبارک -

" آزاده ملک زاده "

نگاه تو؟ (۰) ساعت ۱۹:۰۲
سارا درويش

مامان می‌گويد:
سه ماهی می‌شد در وجودم ريشه کرده بودی که نيمه شبی پريشان از خواب پريدم؛ پيرمرد سپيدجامه گويی نرماي زندگي را در دستانم می‌گذاشت، گفت: ساره! اسمش بايد ساره باشد.
پدرت گوارای آب را می‌داد که بنوشم گفت: سارا!

 

لينکده

تصویر پشت آينه

يکي در آسمان

من شيش سالمه!

لحظه ها

مزاج سرد خاک

يک عکس، يک تجربه

۵ فروردين ۱۳۸۲
تشييع پيکر کاوه گلستان
۱۹ فروردين ۱۳۸۲
۲۶ فروردين ۱۳۸۲
۲ ارديبهشت ۱۳۸۲
۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۲
روز جهانی صنايع دستی
۲۳ تير ۱۳۸۲
سومين سالمرگ احمد شاملو
۱۱ شهريور ۱۳۸۲

وبلاگ‌های دوستان

ميم
ماه می
ندا
ترزا
لوليتا
ملکوت
سيزيف
شرمين
خوابگرد
شبيه تو
آرکاداش
خط سوم
علی قانع
سخن تازه
ليلای ليلی
هومن نزهت
پادساعت‌گرد
من و ويرجينيا
گنگ خوابديده
شبانه‌های تو
با شما نيستم
پوست انداختن
شبهای گراماتا
سال‌های ابری
چرا نگاه نکردم؟
آهوی سه گوش
فيلم کوتاه، موج نو
من چه سبزم امروز
يادداشت‌های يک ديوانه
مثلث جادويی و چشم من
نامه‌های عاشقانه يک پيامبر

نقل مطالب با ذکر منبع آزاد است.